www.sorankurdistani.com

 

تاریخچه

آموزش زبان و ادبیات كُردی در ایران

دكتر سوران كردستانی


 

بسم‌الله الرحمن الرحیم

به گواهی تاریخ و شهادت معمرین و كهنسالان كردستان، پیش از انقلاب سال 1357، هرگونه بحث و بررسی جدی و فراگیر درباره زبان و ادبیات و فرهنگ كُردی در ایران، و حتی تكلم به این زبان، در مدارس و ادارات به كلی ممنوع و غیرقانونی بوده است. اساساً در رژیم ستم‌شاهی زبانی به نام «كُردی» هرگز رسمیت نداشته است و بلكه این زبان اصیل و غنی كه یكی از زبانهای ایرانی محسوب می گردد و به شاخه زبانهای هند و ایرانی و خانواده زبانهای آریایی تعلق دارد، همواره به عنوان «لهجه» قلمداد می گردیده و از آن به «لهجه كُردی» یاد می شده است. حتی همین «لهجه كردی» را هم شكلی كوهی، و شیوه‌ای شكسته بسته از زبان فارسی می دانسته‌اند. در این گیرودار، برخی از نویسندگان وابسته به رژیم ستم‌شاهی و گروهی از محقق‌نماهای پان‌ایرانیست نیز به تبیین و تحكیم این تلقی دامن می زدند و بر اساس فرضیه‌های غیر علمی و جهت‌دار خویش، اصولاً همه زبانهای ایرانی و كلیه گویشهای ملل و اقوام ایرانی را لهجاتی نیم‌بند و شكسته و بسته و منشعب از زبان فارسی می دانستند و به طور خلاصه، اینان چنان فضایی به وجود آورده بودند كه هریك از ملل و اقوام ایرانی به هنگام تكلم فارسی، از اینكه نمی توانست این زبان رسمی را با لهجه تهرانی صحبت كند، می بایستی كلی شرمنده می شد و بدینسان، چه بسا در محافل و مجالس رسمی عرق سرد بر پیشانی غیر تهرانیان می نشست ..

با ظهور انقلاب در ایران و سقوط رژیم وابسته و مدعی پان‌ایرانیسم پهلوی، ملت كُرد همانند دیگر ملل و اقوام این سرزمین كهنسال، از یوغ ستم و تحقیر و بی‌هویتی رست و به امید دستیازی به آینده‌ای روشن و فرخنده و سعادت‌قرین، با دیگر ایرانیان همصدا و همراه گشت و به قانون اساسی متكی بر قرآن رأی داد.

بر اساس اصل پانزده قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اقوام ایرانی می توانند در كنار زبان رسمی فارسی به تعلیم و تعلم زبانهای قومی و ترویج فرهنگهای بومی خویش بپردازند.

اما با وجود تصریح قانون اساسی به آزاد و مجاز بودن آموزش زبان كُردی، بعلت برخی موانع آشكار و پنهان، متأسفانه برگزاری كلاسهای آموزش زبان كردی در مدارس و دانشگاههای كردستان ایران به بوته تعویق درافتاد و شاید به انگیزه‌های سیاسی به زیر سؤال رفت .. لذا، تا سال 1370 آموزش رسمی و غیر رسمی و خصوصی زبان كردی به شیوه‌ای جدی و علنی مطرح نگردید و همچون یك تابو و موضوع ممنوعه در كردستان ایران باقی بود.

در سال 1370 شمسی، برای اولین بار در ایرانِ پس از انقلاب، سوران كردستانی نویسنده و محقق كُرد ایرانی، موضوع تأسیس كلاسهای آموزش زبان و ادبیات و فرهنگ كردی را مطرح نمود. وی با توجه به شرایط فرهنگی و سیاسی آن روز، طرح خود را به انتشارات صلاح‌‌الدین ایوبی در ارومیه كه مدعی نشر فرهنگ و ادب كردی بود، ارائه نمود. بدینسان، با نظارت و مجوز این مركز، نخستین كلاسهای آموزش علنی و نسبتاً فراگیر زبان كردی در كردستان ایران، نضج گرفت و تأسیس گشت.

طرح تشكیل نخستین كلاسهای آموزش زبان كردی در ارومیه، از سوی سوران كردستانی به مرحله اجرا درآمد، و علیرغم اشكالتراشی‌ها و مخالفتهای آشكار و پنهان حسادت‌محورِ برخی از افراد كُردزبان آن مركز، به لطف خداوند و با مساعدت و قبول مسؤلیت سرپرست و مدیر انتشارات صلاح ‌الدین ایوبی ـ فردی به نام آقای اسفندیار رحیم مشایی (مشهور به مرتضی) ـ كلاسها برگزار گردید.

مراسم افتتاحیه نخستین دوره كلاسهای آموزش زبان و ادبیات كردی با طرح و مدیریت و تدریس سوران كردستانی، و با مشارکت اقشار مختلف مردم كرد و فارس و ترك شهرستان ارومیه، و نیز جمع كثیری از دانشجویان كرد دانشگاه ارومیه، در مورخه 1371/2/14 در سالن آمفی تأتر دانشگاه ارومیه برگزار گردید كه خبر آن در همان روز در بخشهای خبری صدا و سیمای مراكز ارومیه و سنندج پخش شد.

پس از مراسم پرشور و به یاد ماندنی افتتاحیه، بلافاصله كلاسهای روزانه آموزش زبان كردی در دو مقطع مبتدی و پیشرفته بر اساس یك طرح بدیع و ویژه، با مدیریت و مسئولیت و تدریس سوران كردستانی، در محل انتشارات صلاح الدین ایوبی، در دو نوبت دو ساعته در هفته برای دانشجویان كرد دانشكده‌های ارومیه، و نیز اقشار غیر دانشجو، تشكیل شد. این كلاسها به مدت دو ترم یك ماهه برای مقطع مبتدی، و سه ماهه برای دوره پیشرفته، تداوم یافت. در خلال این چهار ماه، برخی از كاركنان كرد انتشارات صلاح‌الدین بنا به انگیزه‌هایی، مرتباً در روند تشكیل كلاسها سنگ‌اندازی می كردند و هر از گاهی به بهانه‌ای و افترایی، مبتكر و طراح و مدرس این كلاسها را می آزردند و در كارش اختلال ایجاد می نمودند و بجای مساعدت و همراهی، با تبلیغات منفی حسادت‌‌منشأ، سمپاشیهای خویش را ادامه می دادند. برای نمونه، یك چشمه از كارهای این حضرات آن بود كه یك بار چند نفری از آنان به هیئت اجتماع به دفتر مدیریت انتشارات رفتند و جلسه تشكیل دادند و درباره اقدام مهم و تاریخی تشكیل كلاسهای كردی، به بدگویی پرداختند و این مسئله را بهانه كردند كه سوران كردستانی رسم‌الخط مجله سروه را رعایت نمی كند. یا اینكه مدعی بودند كه سرو صدای كلاسهای آموزش زبان كردی مانع از كار دیگران می شود و از این قبیل وسوسه‌ها .. و قس علیهذا. خلاصه آنچه خواستند گفتند و هرآنچه از تهمت و افترا و حسادت و خباثت در چنته داشتند در طبق دشمنی نهادند و عرضه كردند .. حتی یك بار یكی از ایشان از سوی بزرگترشان مأمور شده بود كه به یكی از روستاهای كردنشین اطراف ارومیه برود و طلاب كُرد یكی از مساجد آن روستا را كه همگی به همراه ماموستایشان از شاگردان كلاس كردی سوران كردستانی بودند، از حضور دركلاسها پشیمان سازد. هدف آن خناسان این بود چنین شایع كنند كه سوران را دولت فرستاده است كه علاقمندان به زبان كردی را شناسایی كند !!.. القصه، این دسیسه شرم‌آور حاسدان بی‌هنر، با آگاهی سوران از جریان و حضور نماینده وی در بین طلاب مزبور و تكذیب شایعه مزبور و روشن نمودن اذهان ایشان، به لطف خداوند باطل شد و مؤثر واقع نگردید و كلاسها همچنان ادامه یافت. «وَ مَكَروُا وَ مَكَرَ اللهُ وَاللهُ خَیْرُ الْمَاكِرینَ» آل عمران/54. بدینسان، آن ایام تلخ و شیرین سپری شد.

اكنون، پس از گذشت سالیان سال از آن ایام تاریخی و عبرت‌آموز، مشیت الهی چنین است  كه دیگر از انتشارات نامبرده و مجله سروه نام و نشانی باقی نمانده است و نیز آنانی كه داعیه چاپ كتاب كردی برای سال اول دبستانهای مدارس كردنشین را داشتند، به كوچكترین موفقیتی در این زمینه دست نیافتند.. «فَاعْتَبِرُوا یَا أُولِی الْأَبْصَارِ» حشر/2 .. در ضمن، آن حاسدان بی‌هنر هم هركدام به سرنوشتی عبرت‌آموز دچار شدند .. اما سوران كردستانی دیر‌زمانی است كه از جور آن جفاكاران و مدعیان خدمت به فرهنگ كردی، شكایت خویش را به دادگاه عدل الهی برده است ..

به طور خلاصه، در كلاسهای كردی ارومیه، صدها تن از دانشجویان كرد و ترك و فارس دانشكده‌های مختلف دانشگاه ارومیه و نیز شمار فراوانی از اقشار مختلف مردم كرد و ترك و فارس ارومیه و طلاب علوم دینی و ماموستایان آنان، در مقطع مبتدی و پیشرفته كلاسهای مزبور حضور یافتند و با خواندن و نوشتن و دستور زبان و تاریخ ادبیات و متون كردی آشنا گردیدند و برخی از آنان به مدارج پیشرفته زبان كردی هم دست یافتند. برخی از دانشجویان كلاسهای كردی، بعدها در معیت سوران كردستانی به اردوی تحقیقی ـ آموزشی كردستان شناسی رفتند و از مهاباد و حومه آن بازدید نمودند.

سوران كردستانی در خلال تدریس و اداره كلاسهای زبان كردی، با مشاركت دانشجویان همین كلاسها، مراسم نخستین یادمان حلبجه در كردستان ایران را، در محل دانشگاه ارومیه برگزار نمود.

سرانجام پس از چند ماه فعال بودن كلاسهای آموزش زبان كردی ارومیه، به انگیزه‌هایی چند، از جمله تداوم تحریكات حاسدان بی‌هنر، متأسفانه كلاسها به تعطیلی كشانیده شد و سوران كردستانی به ناچار انتشارات صلاح‌الدین ایوبی و شهر ارومیه را ترك كرد و به زادگاهش سنندج مراجعت نمود.

در مهر ماه 1372 سوران كردستانی بار دیگر فعالیتهای فرهنگی خویش را در جنوب كردستان ایران آغاز نمود و با برپایی دومین نمایشگاه كردستان شناسی خویش در موزه سنندج، امر اشاعه فرهنگ كُردی را تداوم بخشید. وی در اواخر اسفند ماه همان سال، دومین مراسم یادمان حلبجه در كردستان ایران را با حضور صدها تن از اقشار مختلف مردم شهرهای كردستان و دیگر نواحی ایران و میهمانانی از كردستان عراق، در دانشگاه كردستان برپا نمود.

سوران كردستانی در ادامه فعالیتهای فرهنگی خویش در كردستان، در سال 1372 طرح راه‌اندازی و تأسیس نخستین پژوهشگاه و فرهنگستان زبان و ادب كردی را ـ تحت عنوان «انستیتوی زبان و فرهنگ كردی» یا «فرهنگسرای كردی» ـ به استاندار وقت كردستان پیشنهاد نمود. قول اجرای این پیشنهاد، تحت عنوان تأسیس عنقریب «فرهنگسرای كردی» از سوی استاندار وقت كردستان اعلام گردید و خبر آن در جراید كثیرالانتشار آن دوره به چاپ رسید[1]. سوران كردستانی قریب به دو سال به انتظار راه‌اندازی این كلاسها در سنندج ماند و در این مدت با جدیت هرچه تمامتر این مهم را پیگیری نمود تا شاید طلسم این تابوی تاریخی كردستان شكسته شود و موردی از موارد مشمول از اصل پانزدهم قانون اساسی به مرحله اجرا درآید. اما برخلاف قول اولیه مسئولان وقت در استان، و تداوم كارشكنیهای حاسدان دور و نزدیك، و به طور خلاصه به دلیل فراهم نشدن شرایط سیاسی و اجتماعی لازم برای اجرای این طرح، مع الاسف وعده‌های مسئولین نیز بار دیگر به بوته تعویق و تهدید !! در افتاد و بنا به دلایلی آشكار و پنهان، وعده و قول برپایی كلاسهای آموزش زبان كردی به شخص دیگری داده شد. بدینسان، بار دیگر شعله امید تشكیل كلاسهای قانونی و فراگیر آموزش زبان و فرهنگ كردی در قلب سوران كردستانی به كم‌سویی گرایید. اما این شكست نیز نتوانست وی را از ادامه هدف مقدسش باز دارد. ازینرو، در یك اقدام فرهنگی دیگر، به تشكیل كلاسهای خصوصی آموزش زبان و ادب كردی دست زد و در مدت زمانی قریب به دو سال در شهر سنندج، در راستای اشاعه زبان و فرهنگ كُردی اهتمام ورزید و در خلال این دوره نیز بالغ بر صدها تن از علاقمندان زبان و ادبیات كردی را، اعم از دانشجو و غیردانشجو، آموزش داد. نیز در طی همین مدت، در راستای گسترش دادن فرهنگ كردی، به برپایی نمایشگاههای كردستان‌شناسی اقدام نمود. همچنین برای دومین بار برخی از دانشجویان كلاسهای كردی سنندج را برای بازدید علمی ـ پژوهشی به مهاباد برد و ایشان را با جغرافیا و زبان و فرهنگ مردم این منطقه آشنا نمود.

اما سرانجام، به علت فراهم نبودن شرایط ادامه كار فرهنگی در سنندج، سوران كردستانی به ناچار زادگاهش را بار دیگر ترك نمود و در اواسط سال 1374 به مهاباد روی نهاد.

در چند سال اخیر نیز، زمزمه‌هایی از گوشه و كنار مبنی بر اقدام به تشكیل كلاسهای زبان كردی در سنندج و تهران از سوی افراد شناخته‌شده‌ای به گوش رسیده است كه متأسفانه در هیچیك از آن موارد اقدام بایسته و شایسته و جدی و دلسوزانه و پویایی كه در ضمن با زمان و شرایط اجتماعی كُردان ایران تناسب داشته باشد، صورت نگرفته است. حتی طرحی كه در سال 1371 شمسی از سوی سوران كردستانی به استاندار وقت كردستان پیشنهاد شد و دو سال آن را پیگیری نمود و با آن موافقت نگردید، بار دیگر به نام شخص دیگری مطرح گردید و برای چند صباحی نُقل محافل و نَقل مجالس شد و در این زمینه كتابی هم تحت عنوان یكمین شماره ارگان انستیتوی كرد و از قرار مسموع ظاهراً با كمكهای مالی حكومت حریم كردستان عراق انتشار یافت؛ اما گویا سرنوشت تشكیل كلاسهای كردی در ایران می بایستی همواره در سایه بماند ..

اما سوران كردستانی نه به خاطر نام و نان و نشان، بلكه به جهت روشن شدن اذهان عمومی و ثبت در تاریخ زبان كردی، و نیز به منظور احقاق حقوق فرهنگی تضییع‌شده خویش، مسئله دزدیده‌ شدن «طرح تأسیس انستیتوی كردشناسی» و جا زدن آن به نام فرد یا افراد دیگر را، به عنوان گله و شكایتی از سوی یك خدمتگزار فرهنگ كه متجاوز از سی سال از عمر خویش را در عرصه فعالیت فرهنگی، بر محور كردستان‌شناسی و ایران‌شناسی سپری نموده است، بدینوسیله به گوش عموم اهالی شرافتمند و فرهنگ‌دوست و حق‌شناس كردستان می رساند و آخر الامر، احقاق حق پایمال‌شد‌ه خود را به دادگاه عدل الهی می سپارد ..

 

و العاقبه خیر و ابقی

و السلام ..

 

 

خدمتگزار دین و فرهنگ

سوران كردستانی

اردیبهشت 1383/ همزمان با میلاد پیامبر اكرم (ص)


 

1/ روزنامه همشهری، سال دوم، شماره 31314


بازگشت به صفحه اول وب سایت کردستان