شعر عشق محمد (ص) از سوران کردستانی


شعله عشق محمد در دلم آتشفشان

گشته يادش عنبرافشان بر سرير ملك جان

*** 

مرغ دل پر مي كشد سوي مدينه با شتاب

تا گزيند مأمني در ساحت شاه جهان

*** 

يا الهي كي شود من راهي بطحا شوم

ره سپارم سوي تو با عاشقان همداستان

*** 

رو نهم بر مدفن فخر دو عالم با اميد

تا كه بيند اشك شوقم را خديو ملك جان

*** 

سر نهم بر آستانش تا گشايم راز دل

شكوه‌ها گويم ز جور اين سراي بي‌امان

 ***

پس بياسايم دمي در محضر سالار دين

مژده گيرم از شفاعت زآن رسول مهربان

*** 

يا محمد ! باب رحمت ! ای طبيب درد عشق !

جان فدايت پير من؛ ای سيد هر دو جهان !

*** 

گشته نامت زيب خلقت از ازل تا به ابد

دين تو جاويد ماند تا دم آخرزمان

*** 

يا رسول‌اللَه چه گويم از فشار درد و رنج

كردم و محرومم و غالب شده غم بر توان

*** 

غرقه شد در اشك چشمم از خيال كوي تو

تاب اين هجران ندارم اي حبيب انس و جان

*** 

سرورم چشم انتظارم تا فراخواني مرا

من پناهي جويم از تو؛ سائلم از خود مران

*** 

اي حبيب خالق عالم تو خود داني كه من

جز گل گلزار آلت گل نجويم در جهان

*** 

تا كه نورافشان شود مهر فروزان در افق

تا برافروزد مه تابان چراغ آسمان

*** 

سنت و قرآن تو پاينده بادا هر زمان

از ثنايت گشته (سوران) شادمان و جاودان

سوران کردستانی – دی ماه 1383 شمسي

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.